شنبه 4 شهریور 1391
کلات دیارن©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :مناطق ،طنز ،شعر و داستان محلی ،لغات محلی ،

غراب و بغله و سمبوک کِبله دیارن

مُچ دیگون تو کِچُم خِلتِ گِمنه دیارن

نهگه و مهره و تل خهکش تو هیرو دیارن

چسیم تو دل دمیت شی بن پام خیرو دیارن


ادامه شعر

برچسب ها: اشعار محلی دشتی ، روستای کلات ، بتیه ، مندونامه ، شعر محلی ، لهجه محلی ، لهجه محلی شهرستان تنگستان ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

سه شنبه 3 مرداد 1391
چه پشتت کنی ... (ضرب المثل)©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،ضرب المثل محلی ،

ضرب المثل: چه پشتت کنی چه بتُرنِنیت
che poshtat koni che betornenit

معنا و مفهوم ضرب المثل: چه ازت طرفداری کنی چه مخالفت باشی باز هم خودتی یعنی هر کاری که خودت بخوای همون رو انجام میدی
.

معنای کلمات:
پشتت کنی: کوله ات کنیم
بتُرنِنیت: روی زمین تو را بکشانی

ارسال شده توسط عباس خضری


برچسب ها: ضرب المثل ، ضرب المثل های محلی ، روستای کری ، روستای سالم آباد ، لهجه محلی ، لهجه محلی بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، روستای هدکان ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

جمعه 23 تیر 1391
بنه ... (bene)©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،ضرب المثل محلی ،طنز ،ابزار،وسایل و ترفندها ،

بنه دِ دارشن (بنه دوتا چوب دارد).
bene de darshen

کاربرد ضرب المثل: موقعی به کار می رود که شخصی یه کاری رو انجام می ده که اشتباهه و یه زهر چشمی ازش می گیرن دیگه اون فعل رو انجام نمی ده.

کاربرد در جمله: یه بُچ کوچیکی فرض کُنی دزکی بواش و دیش واسوند بشت درگه سی شنو. وختی ویمت خونه اول دِ تا پس گردنی مشت ازش بواش میخُرد. از اوول دیش بَ ایکه شی جامر دُمِش جهس, شی فحشش وامیکنت که پدر سگ (حتی بتر از ای) سی چه بی اجازه رفتی تو اُو. بَ ای کضیه حساب کار دسش میت که اگه دواره بی اجازه رفت تو اُو میفهمت که بواش کَن


پی نوشت1: با بنه که آشنایی دارید؛ همان ابزاری که دو چوب را با یک تور به هم وصل میکنند که برای حمل گندم های درو شده از آن استفاده می شود.
پی نوشت 2: ترجمه پاراگرف محلی در ادامه مطلب می باشد.


ترجمه پاراگراف محلی به فارسی

برچسب ها: ضرب المثل ، طنز ، ضرب المثل محلی ، لهجه محلی ، لهجه محلی بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، شهرستان تنگستان ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 7 تیر 1391
ضرب المثل©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :ضرب المثل محلی ،

کفتارا هَمِتِیشو بِدَن اسم کفتار شِلو تَنا بد در رفتن

kaftara hameteyshou bedan, esme kaftar shelou tana bad dar rafter

جایی استفاده میشود که تعدادی با هم دچار یک امر خلاف میشوند ولی چون در بین آنها یکی هست که سابقه قبلی داشته برای او گران تمام می شود.


برچسب ها: لهجه محلی ، ضرب المثل ، ضرب المثل های محلی ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، شهرستان تنگستان ، لهجه محلی مردم بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، لهجه دشتی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

جمعه 2 تیر 1391
این هم لهجه دومی که در پست قبلی ازش صحبت شد... ©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،مناطق ،

لطف خدا بالاخره شامل حال MNC شد و ظاهراً دوستی از بندر رستمی گوشه ای از لهجه محلی این بندر و بنادر اطراف رو برامون ارسال کردن که صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم ....

خردم (khardom) خوردم

 خردمو (khardemou)

 خوردیم

 خردت (khardet)

 خوردی

 واخردتو (khardetou)

 خوردید

 واخردش (vakhardesh)

 خورد

 واخردشو (khardeshou)

خوردند


برچسب ها: شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، بندر رستمی ، بندر عامری ، بندر بوالخیر ، لهجه محلی ، لهجه تنگستانی ، تنگستانی های ساحل نشین ، تنگستان ، روستای سالم آباد ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

سه شنبه 23 خرداد 1391
کدیما و ایسا©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،شعر و داستان محلی ،

صیی موج درگه و خش خش برگ نخیلات     
دوارتی دلم اشبردن سمت تش توسون ولات
دلم دارت هُوای پُرزِه ای دو محلی   
به وخت ناشتایی شی سِیه میلسی محلی
چِکِه خَش بی صِیِی شروه تو خونه  
اُما دی نیسن بوام تا خش بخونه

دیگه نیسن خِنِی شُوِی کدیما   
دور هم چسیدن و تعریفشو از زیمیا

خدایا چه سر شونشینی ولاتمو اندن    
که ایزاتی دلم اش تش زتن، سالی چندن
مو از بس اُمدین کینه و دعوا 
گمونم دسشو فرار کنم ری سمت هُوا
دی بِسمِن، گپ نمیزنم از نِخِشی
اُما میکنم سی همشو دُعِی دل خشی

پ.ن: محلی در مصراع دوم از بیت دوم نام روستایی محمد علی است
کلیه حقوق برای MNC محفوظ است. MNC مخفف Mondou News chanel  می باشد.


برچسب ها: شعر محلی ، لهجه محلی ، شهرستان تنگستان ، شعر ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، روستای کلات ، طنز محلی ، لحظه با شعر دشتی ، خنسیر تنگستان ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 17 خرداد 1391
خمپیسک (khampisak)©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :طنز ،لغات محلی ،

خمپیسک (khampisak): کپک

به کارگیری کلمه در مکالمه طنز کوتاه بین پسر و پدرش به لهجه محلی:
عبدو: بوا ... بوا ... بوا ....
بوا: آزار ... زهر مار ...پدر سگ. اِگه اِشوُیَشت یه کیمی وُخِتُم ... پدر سگ برو اووَل  تا لینگ دَمپُی سیت نَندِن ...
عبدو: بوا یه کیمی پیل لازمن
بوا: پیلُم کُیان. بیو سِیل کیفماکو. خمپیسک زِتِن. حِلا پیل سیچِتِن؟
عبدو: یه کتابی لازُمِن اُمیت بخرمش.
بوا: کتابت سی چن؟
عبدو: میگِیَن عکس یه میگونی توشِن، اُمیت عکسکو دربارُم وونیسُمِش تو پاتیل کاتُخی دیم تا طعم میگو بگیرت. ای چه پرسین تو میکنی بوا معلومن سی چمن اُمیت بخونم ...


پ.ن: در متن بالا بیشتر معنای استعاره ای واژه مورد بحث مد نظر بود و معنای واقعی کلمه خمپیسک همان کپک نان است.


برچسب ها: کپک ، لهجه محلی ، خمپیسک (khampisak) ، داستان محلی ، لهجه دشتی ، روستای کلات ، شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، دهستان بوالخیر ، دلوار ،

دنبالک ها: طنز ، کلمات محلی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4

خرید امن شارژ ایرانسل، همراه اول، تالیا، رایتل