تبلیغات
درگه (فرهنگ، رسوم، ادبیات محلی، اماکن تاریخی و مذهبی شهرستان تنگستان) - مطالب ابر لهجه دشتی
سه شنبه 20 تیر 1391
خدر و شهرو ... ©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،شعر و داستان محلی ،طنز ،

خدر با زنش شهرو  تو اتاق چسیه بین  و هی سی خوشو سریال سیلشو میکه  که شهرو با یه عشوه و ناز کشنگی اشگوت : خدرررررررررررررررر عزیززممممممممم . کربونتایم هفته به هفته , ایکیه کشنگ هسی, کشنگیت ری که رفتن ؟؟؟ بیو سیت میوه کاش ام کردن بخو تا نخش نادن جیگرمممممممممم.

خدر :  چت میت شام ایطور او تو کاسم میکنی زن ؟؟؟ دوارتی دایات اینا چشو واسین که تو اتمیت ؟؟؟ 


ادامه داستان

برچسب ها: داستان ، داستان طنز ، داستان طنز محلی ، لهجه دشتی ، شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ،

دنبالک ها: عبدونامه ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 7 تیر 1391
ضرب المثل©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :ضرب المثل محلی ،

کفتارا هَمِتِیشو بِدَن اسم کفتار شِلو تَنا بد در رفتن

kaftara hameteyshou bedan, esme kaftar shelou tana bad dar rafter

جایی استفاده میشود که تعدادی با هم دچار یک امر خلاف میشوند ولی چون در بین آنها یکی هست که سابقه قبلی داشته برای او گران تمام می شود.


برچسب ها: لهجه محلی ، ضرب المثل ، ضرب المثل های محلی ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، شهرستان تنگستان ، لهجه محلی مردم بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، لهجه دشتی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 31 خرداد 1391
صرف فعل©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،مناطق ،

قبل از شروع نوشتن صرف فعل یه مطلبی رو خدمت دوستان عرض کنم که واژه هیرو رو که به خودمان اختصاص داده ایم و به قول دوست عزیز آقای گلستانی در وبلاگ "هیرو: دیار ساحل نشینان گرمسیر" از رستمی شروع میشه و به لاور ساحلی ختم میشه دو لهجه مرسومه که شاید با هم فرق کنن ولی کاملاً حرف همدیگه رو متوجه میشن ... حالا چرا اینو گفتم؟ چون وبلاگ رو به همین حیطه جغرافیایی اختصاص دادم (پست های قبلی هم بیانگر همین موضوع است) جالب نیست که تمام وبلاگ از لهجه دشتی این منطقه باشه اگه دوستان لطف کنن و به بنده حقیر کمک کنن خیلی ممنون میشم و در پیشبرد هدفم جهت شناسایی و معرفی نقاط تاریخی, دیدنی و مذهبی و لهجه خاص مردم هیرو کمک شایانی میکنند.

صرف فعل اشخه (eshkhe): خورد
این واژه همانطور که قبلاً هم بیان شده است به خوردن چیزهایی غیر از نوشیدنی ها اشاره دارد و برای نوشیدنی ها از فعل اشاخه (eshakhe) استفاده میگردد.

 اُمخِه (omkhe)
 خوردم اُموخه (omoukhe)
 خوردیم
 اِتخِه (etkhe)
 خوردی
 اِتوخه (etoukhe)
 خوردید
 اِشخِه (eshkhe)
 خورد اِشوخه(eshoukhe)
خوردند


برچسب ها: شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، لهجه دشتی ، صرف فعل ، هیرو ، روستای کلات ،

دنبالک ها: هیرو: دیار ساحل نشینان گرمسیر ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 17 خرداد 1391
خمپیسک (khampisak)©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :طنز ،لغات محلی ،

خمپیسک (khampisak): کپک

به کارگیری کلمه در مکالمه طنز کوتاه بین پسر و پدرش به لهجه محلی:
عبدو: بوا ... بوا ... بوا ....
بوا: آزار ... زهر مار ...پدر سگ. اِگه اِشوُیَشت یه کیمی وُخِتُم ... پدر سگ برو اووَل  تا لینگ دَمپُی سیت نَندِن ...
عبدو: بوا یه کیمی پیل لازمن
بوا: پیلُم کُیان. بیو سِیل کیفماکو. خمپیسک زِتِن. حِلا پیل سیچِتِن؟
عبدو: یه کتابی لازُمِن اُمیت بخرمش.
بوا: کتابت سی چن؟
عبدو: میگِیَن عکس یه میگونی توشِن، اُمیت عکسکو دربارُم وونیسُمِش تو پاتیل کاتُخی دیم تا طعم میگو بگیرت. ای چه پرسین تو میکنی بوا معلومن سی چمن اُمیت بخونم ...


پ.ن: در متن بالا بیشتر معنای استعاره ای واژه مورد بحث مد نظر بود و معنای واقعی کلمه خمپیسک همان کپک نان است.


برچسب ها: کپک ، لهجه محلی ، خمپیسک (khampisak) ، داستان محلی ، لهجه دشتی ، روستای کلات ، شهرستان تنگستان ، بخش ساحلی شهرستان تنگستان ، دهستان بوالخیر ، دلوار ،

دنبالک ها: طنز ، کلمات محلی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

یکشنبه 18 دی 1390
کلمات محلی ©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،

هِلَنْگا (helanga): آویزان
کَنْگیزِه (kangize): آرنج
سُوَخْ (sovakh): گرد و خاک
اِمِتْ (emet): آمد
کَهْرِه (kahreh): بزغاله
چاخْتِه (chakhteh): طاقچه
مین (min): مو
وامَلِت (vamalet): می‌گذارد
دایا (daya): خواهر
مُرْمات (mormat): کور
پوریشک (pourishk): تزیینات دریایی مثل صدف و امثال آن
دَنْدِه (dandeh): قفسه سینه
لُنْج (lonj): لب
سِلُو (selow): آهسته و یواش 


برچسب ها: کلمات محلی ، لهجه محلی ، لهجه دشتی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 30 آذر 1390
سری جدید کلمات ©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،

اِشتُو «Eshtow»: «شتاب و عجله»
اَور «awr»: «ابر»
پار
«par»: «سال گذشته»
پازن
«pazan»:«بز نر بزرگ»
 پریر
«Perir»: «یک روز بیش از روز گذشته»
پَرونگ «Parvang»: «کمر بند مخصوص رفتن بالای درخت خرما»
پسیند «Pesind»: «بعد از ظهر و دمدمای غروب»
چاس «Chas»: «ناهار»
دروشیدن «Derowshidan»: «لرزیدن»
دوش «Dush»: «شب گذشته، دیشب»
دیگ
«dig»: «دیروز»
ززو «Zezu»: «جوجه تیغی»
گپ «Gap»: «حرف و سخن»
کلبوک «Kalbuk»: «مارمولک»
کلوک «Koluk»: «خمره سفالینه بزرگ یا قلک»
گُت «Got»: «بزرگ»
گِنِه «Gene »: «خبیث، نامرغوب، به درد نخور»
مَحتَک «Mahtak»: «مهد، گهواره» ( برخی به آن مختک نیز می گویند)
مُروا «Morva»: «فال نیک زدن»
شی«shi»: «شوهر»
ورزا «Varza»: «گاو نر و بزرگ»


برچسب ها: کلمات ، لهجه دشتی ، روستای کلات ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

پنجشنبه 12 آبان 1390
وسایل موجود در آشپزخانه©

   نوشته شده توسط: وبلاگ درگه    نوع مطلب :لغات محلی ،ابزار،وسایل و ترفندها ،

تینَکْ (tinak)= ماهی‌تابه
کاشُخْ (kashokh)= قاشق
تُرُشْپِلا (toroshpela)= آبکش
اِسوم (esoum)= هستوم


پی نوشت: به آشپزخانه، مُدْبَخ (modbakh) گفته می‌شود که از تغییر یافته کلمه عربی مطبخ می‌باشد.

بعد نوشت: به آبکش علاوه بر
تُرُشْپِلا (toroshpela)، مِشْخَلْ (meshkhal) نیز می‌گویند


برچسب ها: لهجه محلی ، لهجه دشتی ، وسایل آشپزخانه ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

تعداد کل صفحات: 2 1 2

خرید امن شارژ ایرانسل، همراه اول، تالیا، رایتل