تبلیغات
درگه (فرهنگ، رسوم، ادبیات محلی، اماکن تاریخی و مذهبی شهرستان تنگستان) - متن واحد بوشهری ماه رمضان - متن واحد بوشهری شهادت امام علی (ع)

سحرگاه است و از هر بام و در بانگ اذان آید
نوای دلنشین مرغ حق از آشیان آید
فضای کوفه تاریک است و لیک از خانه زهرا
صدای صوت قرآن علی برگوش جان آید

چه واقع می شود یا رب مگر امشب در این وادی
که در عین صلاوت ز آسمان بانگ فغان آید
به مسجد می رود شیر خدا اما نمی دانم
به دنبالش چرا مرغ هوا شیون کنان آید

به لب ذکر دعا و در اشک از دیده می بارد
به قرب دوست مشتاقانه قلبی خون فشان آید
مناجان علی هر خفته دل را می کند بیدار
ز تسبیحش نوید رحمت از هفت آسمان آید

شفق رنگین و مه در هاله ای از خون شده پنهان
مگر بر فرق شه از خصم تیغ جان فشان آید
حجاب از روی زشت دیو ظلمت می رود یکسو
بهار نخل بستان ولایت را خزان آید

ندای قد قتل افکنده در ارض و سما غوغا
غریو وا اماما از همه کون و مکان آید
دو تا پشت فلک شد دید چون نخل عدالت را
زمحراب دعا فرق دو تا قد کمان آید

علی فزت و رب الکعبه در محراب می گوید
عجب نبود که سیر از جان خود جان جهان آمد
به خون می غلطد اما مجتبی را می دهد فرمان
که محیی نماز آن مقتدای انس و جان آید
ندیده اسن و نبیند چشم گردون چون علی مردی
که بهرش ذوالفقار از جانب حق ارمغان آمد
کریمی چون علی در ملک امکان کی شود پیدا
به قرآن هل اتی در شان آن والا مقام آید
عجب نبود اگر بخشد گناه عاصیان را حق 
چو در صحرای محشر آن شفیع عاصیان آید
چون عبد شاه مردانی است مردانی چه غم دارد
به محشر در پناه قاسم نار و جنان آمد

-----------------

شیعیان شام عزای حیدر است
زین مصیبت خاک ماتم برسراست
جمله افلاک در شورو نوا 
ازفراق یاور پیغمبر است

مرتضی آن اسوه شور وشرف
زخمی از جولان تیغ کافراست
زین جفا زار است احوال جهان
گوئیا غوغای روز محشراست

آنکه عالم ازبرایش تنگ بود
غرق خون امشب میان بستر است
درعزای زاهد اقلیم عشق
چشم هستی زین بلا ازخون تراست

ازتب هجران مولا ملتهب
کوفه در اندوه داغ صفدر است
امشب از اندوه آوایی حزین
جبرئیل ازهجر مولا ازبر است
-
زینب امشب ناله ها دارد به لب
دل پریشان بهر بابا دختر است
بعدمرگ فاطمه خیرالنسا 
مصطفی درداغ ظلم دیگر است

درتلاطم های گرداب بلا
کشتی آل عبا بیلنگر است
شیعیان امشب عزاداری کنید 
آخرین شام حیات حیدر است

دومین گل از گلستان نبی
از خزان جهل امت پرپر است
مسجد امشب در تلاطم زین فراق
زین جدایی اشک ریزان منبراست

بارالـها بـعـد هـجـران عــــــلی
سینه ی دنیا زغـم پر آذر است
موجی لب تشنه دیدار دوست
چشم امیدش به حوض کوثر است

----------



زد چو ابن ملجم بی دین مردود و دغا
تیغ زهر آلود را بر تارک شیر خدا
شد ملائک در خروش و منقلب شد ماسوا
صبح دم روح الامیم از آسمان داد این ندا

تیغ بن ملجم چو فرق حیدر صفدر درید
نسل ناپاک مرادی بر مراد خود رسید

در همه کون ومکان شور قیامت شد پدید
در تلاطم شد زمین و در تزلزل شد سما

یارب آن آرام جام داماد پیغمبر چه شد
فاعل قول سلونی شاه بحر و بر چه شد

زیب محراب دعا زیبنده منبر چه شد
مقتدای دین و دنیا کو علی مرتضی

ای فلک شد چهره پاک علی از خون خضاب
از نفاقت آفتاب برج دین شد در حجاب

گشت پنهان جسم پاک بوتراب اندر تراب
ای دریغ آن صفدر میدان رزم لا فتی

تاز جور ناکسان دست خدایی بسته شد
پشت دین از بستن دست خدا بگسسته شد

بعد حید عزت آل نبی بگسسته شد
آن یک از زهر ستم و آن دیگر از تیغ جفا

مجتبی را شد جگر صد پاره از زهر ستم
سوخت قلب مصطفی و مرتضی را او زغم

کرد شاه کربلا را تشنه لب در نزد یم
شمر بی پروا جدا راس منیرش از قفا

بهر دفن جسم پاکت ای ولی ذوالمنن
داشتی در کوفه بر سر هم حسین و حسن

پس به دشت کربلا جسم حسین بی کفن 
در بیابان بی کس و بی یاور و بی اقربا

بنگر اطفال یتیمت یا امیرالمومنین 
در زمین کربلا از ظلم اعدا دل غمین

ناله کثوم و زینب رفته تا عرش برین
از خروش یا ابا وز ندای یا اخا

یا علی گر در عزایت عرش اعظم خون گریست
بر حسینت دیده جن و بشز افزون گریست

بهر کام تشنه اش هم شط و هم جیحون گریست
خون فشاند چشم حاجب تا جزا دز این عزا

--------------------

چونکه تیغ ابن ملجم تارک حیدر شکست

ضربت او پهلوی صدیقه اطهر شکست
ناله از فردوس مجنون وار می زد فاطمه

ای خدا آگاهی پهلویم ز ضرب در شکست
بی پدر گردیده زینب، خون جگر شد مجتبی

قامت کلثوم و قلب زینب مضطر شکست
از ستیز تیغ ظلم ابن ملجم ای خدا

قلب نورانی احمد ختم پیغمبر شکست
زد ندای قد قتل روح الامین اندر سماء

آه آه از تیغ ظلمش عرش را لنگر شکست
بی پدر گردیده زینب، خون جگر شد مجتبی

قامت کلثوم و قلب زینب مضطر شکست

«چون ندای فزت و رب الکعبه از جان زد علی

تیره شد ارض و سماء و شمس با اختر شکست
رفت چون مولای عشق و معرفت از این جهان

عشق را معشوق رفت و معرفت را در شکست
کاسه های شیر در دستان طفلان یتیم

با طنین گریه های کودکان آخر شکست»
بی پدر گردیده زینب، خون جگر شد مجتبی

قامت کلثوم و قلب زینب مضطر شکست
زآن مصیبت سینه کوبان انبیاء و اولیاء

کشتی نوح نبی را ای خدا لنگر شکست
ضربت آن تیغ چون فرق علی را پاره کرد

ز آن شرر در کربلا فرق علی اکبر شکست
اکتفا ننمود بر فرق علی اکبرش

ز آن دو دست حضرت عباس نام آور شکست
در کنار علقمه یک ظالم شوم شریر

با عمود آهنین از میر لشکر سر شکست
همچو "قربانی" شده "گرگین" نوا خوان غمت

گرچه از داغ فراقت قلب پیغمبر شکست

-------------

آه کامشب باز هم خونابه دل در سبوست
اشک چشم شیعیان دریا به دریا جو به جوست

یکطرف بر سجده سر دارد علی مرتضی
سوی دیگر تیغ جهل و کینه در دست عدوست

چشم گریانم میان خون و محراب دعا
در به در دنبال روی مرتضی در جستجوست

شیعیان هفت آسمان امشب پریشان خاطر است
دم به دم از هجرت جانسوز مولا گفتگوست

شیون ومحشر بپا شد در حریم کبریا
تا که بانگ آمد علی با خون در انجام وضوست

زین مصیبت کاین چنین لرزانده عرش ایزدی
تا قیامت ناله بر لبها و بغضم در گلوست

وای اگر لب وا کند شب های نخلستان غم
بر زبانش شرح مولا شرحه شرحه مو به موست

در قنوتش آن سحرگه این چنین فریاد کرد
شور و شوقی دارم اینک تا بنوشم جام دوست

آه و افغان یتیمان عرش را لرزان کند
چون بپا فریاد غربت تا فلک از چهارسوست

این علی یا رب ندیم وحی و یار مصطفی 
گر چه از بیداد جهل و کینه مرگش آرزوست

گو چسان کردی تحمل درد چندین ساله را
ای یل نام آوری که اینک عزایت کو به کوست

خشم و رحم و زهد و احسانش شگفتای جهان
در عزایت یاعلی عالم خزان و زرد روست

موجی از سوز جگر می نالد از هجران او
آرزویش در میان شور محشر عفو اوست

-----------------------

شام دل تنگیست از نو خاک ماتم بر سر است
دیده ها دریای خون دل ها از این خونین تر است

قدسیان یکسر عزادار و سیه پوشیه اند
حضرت آدم سیه پوش عزای حید است

عرش را فریاد آمد کی همه افلاکیان
آمد آن مولا که از جمع ملائک برتر است

از گلوی کوفه ناید صوت قرآن علی
غرق خون فرق علی شاه عدالت پرور است

کوچه های کوفه کی بیند در ظلمات شب
ناشناسی بهر امداد آن چنان دل مضطر است

ای یتیم زار امشب منتظر کس نباش
شام آغاز یتیمی های جمع دیگر است

ناله و فریاد اولاد علی آید به گوش
دوری مرغ چمن از لاله های احمر است

بعد پیغمبر زمردم شکوه ها دارد علی
درد مولایم فزون از آسمانی اختر است

شانه زهرا شکستند آن گروه بی حیا
شانه و دستی که جای بوسه پیغمبر است

خانه شاه ولایت جایگاه جبرئیل 
مهد ارشاد حسین و مهد زینب پرور است

از جهالت قوم دون آتش بر آن کاشانه زد
دخت پیغمبر در آتش بین دیوار و در است

بعد پیغمبر علی مظلوم شهر کوفه شد
زین بلایا حضرت جبریل با چشم تر است

وا مصیبت خاکیان قدر علی نشناختند
زین جهت پیغمبر خاتم پریشان خاطر است

ار چه باید گوشه عزلت گزیند مرتضی
راد مردی کز دلاور فاتحان خیبر است

مسجد و سجاده امشب سخت دلتنگ علی
چاه تنهایی و غربت از همه گریان تر است

دیده ها دائم عطشان دیدار علی
وعده گاه تشنگان بر گرد حوض کوثر است

می سراید نغمه جانسوز موجی از جگر
انتظارش عفو مولا در قیام محشر است

----------------------
شیعه شب آن شام شیون زا رسید 
باز شام شیون زهرا رسید
دست ظلمت باز شیون ساز شد 
زخم خونین تشیع باز شد
کوفه بود و مسجد و ذکر نماز 
پیشوای شیعه در راز و نیاز
تیغ در دستان ظلمت پر گرفت 
راه بر نور از سر حیدر گرفت
سر به سجده تیغ خون آشام شد 
صبح شیعه باز از نو شام شد
خون ز فرق شیر حق شد موج خیز 
هفت گردون شد دلی خونابه ریز
خم بر فرق علی لب باز کرد 
شرح درد شیعه را آغاز کرد
گفت شیعه لحظه ای خاموش باش 
شرح غم را پای تا سر گوش باش 
داغ ما را وسعت و اندازه نیست 
زخم ما ای دردمندان تازه نیست 
چون پیمبر رخت از این عالم کشید 
داغ وی بر خاک خط غم کشید 
موج جهل از گوشه ای سر راست کرد 
آن چه قلب جاهلان می خواست کرد
آتش بیداد را افروختند 
خانه ی حق را در آتش سوختند
زان چه بین آن در و دیوار رفت 
ظلم بر ما نه که بر دادار رفت 
رفت یکسر حرمت بود و نبود 
بازوی کانون عصمت شد کبود
من نمی گویم به ما غم چند رفت 
خود بدان شیر خدا در بند رفت
سال های سال حق در خانه ماند 
ملک دین زان رو همه ویرانه ماند
تیغ از آن دم بر دل حیدر نشست 
اینکش از نو به فرق سر نشست
شیعه این پایان یک آغاز نیست
وای هردم بعد از این باید گریست
روبروتان تازه داغ مجتبی است 
بعد از آن شیون به دشت کربلاست
باز کن یک بار دیگر چشم خویش
بنگر اینک چهار سوی و پشت و پیش
شیعه با عشق تو بازی می کنند 
بر شعورت ترک تازی می کنند 
این یکی با نام او نان می خورد 
وان دگر از جان و ایمان می خورد
حیف اما شیوه ی مولا غریب 
من فدای او که بین ما غریب 
شیعه جهل است آن چه حیدر می کُشد 
وآن چه آیین پیمبر می کُشد
شیعه حیدر رنگ و حیدر کیش باش 
آگه از فرهنگ و فکر خویش باش
------------------

شیعه شد شام غریبان امیرالمومنین
غرقه در بحر خون شد گوهر عشق و یقین
زخم شمشیر ستم بر تارک حیدر نشست
تیغ بیداد از جهالت پشت غیرت را شکست
گاه ظلمت ساز اندوه یتیمی ها رسید
چون شروع بی کسی از مشرق ماتم دمید
کوفه آنشب در پریشانی همانندش نبود
بر لبانش زین مصیبت نوحه ی غم می سرود
بحر رفتن حضرت حیدر مهیا می شود
زین مهیا گشتن او کوفه غوغا می شود
بی علی عالم عزادار است تا روز جزا
یا علی عالم کجا آرد همانند تو را
کیست حیدر تک سوار فاتح اقلیم دل
آن که خصم خویش را از خویش می سازد خجل
آن که کتف مصطفی گردد قدمگاهش علیست
هفت اقلیم فلک سیر سحرگاهش علیست
زخمی از نامردمی اینک به بستر خفته است
زین جهت احوال عالم درهم و آشفته است
خسته جان در بستر ضربت سخن آغاز کرد
شمه ای تا بازگوید راز لب را باز کرد
باز هم دارد وصیت این زمان میر عرب
رازها با مجتبی می گوید و در سوز تب
مجتبی دوش تو با بار امانت بعد از این
لخته های خون دل پیمان شکن قوم لعین
زخم ساوات است و بد عهدی ز همراهان دون
عهد بشکستند ز سوی لشکری خوار و زبون 
جام زهر و دشمن در خانه و بار گران
زان مصائب ناله ها خیزد ز جان آسمان
بارالها روشنی ده چشم غمبار جهان
از فروغ نور روی حضرت صاحب زمان
شعر موجی کن ز رحمت باقیات و صالحات
وین عزاداران به روز واقعه فر و نجات

-------------------------
ایها الناس بگویم به شما از ستم جور جفای پسر ملجم کافر که زشمشیر به محراب دعا کرده دو جا تارک مولای جهان حضرت حیدر
اثر تیغ پر از زهر به محراب بیفتاد و بشد غرق بخون آن ولی حضرت داور
چون بخورد ضربت کین سرور دین حیدر صفدر هم وزیر و وصی ابن عم ختم رسول شافع محشر
جبرئیل در وسط ارض و سما گشت پریشان و به افغان به جهان کرد خبر از غم قتل شه دین ساقی کوثر
که بشد خاک عزا بر سر افلاک و همه جن وبشر از غم و اندوه و الم تا صف محشر
حسنین در غم و اندوه و پریشان زقتل شه مردان پدر جمله یتیمان که به انگشت بیافکند در از قلعه خیبر
با دو صدناله و غم رو به سوی مسجد و محراب نهادند و بدیدند که به خون گشته خضاب چهره گلگون پدر از اثر تیغ پر از زهر

و آن در آن دم تن مجروح پدر با دل پر خون بگرفتند و شدند جانب خانه به سوی زینب مضطر
چون بدید زینب محزون غرق خون باب یتیمان برکشید ناله و افغان دید گردیده دو جا فرق علی ساقی کوثر
جامه صبر قبا کرد و به بر رخت عزا کرد و به سر خاک سیاه به سر کرد ، بگفتا به فدای سر پر خون تو ای سید و سرور
شه بی غسل و کفن یعنی حسین بر سر بالین پدر خاک به سر چاک گریبان بگفتا که ایا سید و سرور
من چسان صبر کنم در غم مرگ تو ایا ساقی کوثر

ـــــــــــــ

خرید امن شارژ ایرانسل، همراه اول، تالیا، رایتل