تبلیغات
درگه
چهارشنبه 9 مرداد 1392

سی جاشو در اوایل فصل صید میگو ©

   نوشته شده توسط: عمار خدری    نوع مطلب :شعر و داستان محلی ،

سلامت میکنم ای با صفــا دل
رفیق همنشین با جالی و جل
سلامت میکنم ای بانوا مرد 
رفیق همنوا با شــروه و درد
صدایت میکنم ای با مـــروت
رفیق موج وحشی، با فتوت
گلاب روی تو، پـولک ماهـی
تو خود از هرچه ماه، ماهی
صلابت در تن تو جـوش دارد
متانت در وقـارت نــوش دارد
ندایت سهک همچو بوی ماهی
کلامت هم نباشد جز راه چاهی
الا ای جـاشوی حلـــوا و گنگــام 
برای تو همی باشد سخن هام
سمیتی در سمیتی در سمیتی
نوشت منـــدو برایت چند بیتـــی


برچسب ها: شعر محلی ، کسب و کار در تنگستان ، جاشو ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

پنجشنبه 20 تیر 1392

مو یادی می کنم از کپــرامو ©

   نوشته شده توسط: عمار خدری    نوع مطلب :شعر و داستان محلی ،

مو از مین سرم تا نوک ناخوم

مینسم سی ولات و دل خالوم

مو یادی می کنم از کپــرامو

مو یادی می کنم از لَوکیامـو

به یاد خَهک گرم کِر درگه

و نوم خش خالوم بر درگه

مو از یادم نشت پِیرَه و مِهرِه

مو از یادم نِشت اُرنا سی کهرِه

مو از یادم نِشت تنیر و هیمه

مو از یادم نِشت پاتیل گمنه

همش یاداکنم از یاد خوبون

بنسیم قسمتی از اون قدیمون

به یاد اون زمون، شی اَفتو جینگو

 که بی بال تر پیشی ری همه تیمو

مو از اول ولات تا در سرامو

همش یاد می کنم از کپرامو


برچسب ها: شعر محلی ، فولکلور ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

محفل انس با قرآن


برچسب ها: محفل انس با قرآن ، اطلاعیه محفل انس با قرآن ،

دنبالک ها: محفل انس با قرآن در وبلاگ بسیج کلات ، محفل انس با قرآن در وبلاگ کلات ، محفل انس با قرآن در وبلاگ خانه قرآن ضحی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

جمعه 17 خرداد 1392

گاو و خرمن ©

   نوشته شده توسط: عمار خدری    نوع مطلب :ضرب المثل محلی ،

ضرب المثل محلی: گا جون خرمنن کیشت مرغ میکنی
ga jone kharmenen kishte morgh mikoni
به فارسی: گاو افتاده به جان خرمن داری مرغ رو دور میکنی

کیشت (kisht): جمله ای برای راندن مرغ

کاربرد ضرب المثل: کاری از یک جایی بلنگد و بخواهی برای حل و فصل مشکل آن قسمت بدون مشکل را سخت بچسبی و بی خیال مشکل اصلی شوی.


برچسب ها: ضرب المثل های محلی ، فرهنگ لغت عامیانه ، ضرب المثل محلی ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

دوشنبه 23 اردیبهشت 1392

واژگان و لغات جدید©

   نوشته شده توسط: عمار خدری    نوع مطلب :لغات محلی ،

زَک (zak): اولین شیر بز یا گوسفند پس از زاییدن
اُستور (ostowr): حصار
خَس (khas): باغچه
دس انگاره (dasangare): دست و پا گیر
بنگاله (bangale): چیز و  یا شخص بدرد نخوری را با خود همراه ساختن
لَمتی (lamti): آدم تنبل
خَلپِسه (khalpese): جای شلوغ خصوصاً اگر شلوغی به خاطر دعوا و مشاجره باشد
گوزیم (gouzim): عقرب
کُترُم (kotrom): حالتی که جای از بدن به شدت آسیب ببیند و قابل جا به جا کردن نباشد. (کوفتگی شدید)
کِنا (kena): خارش کردن


برچسب ها: لغات و واژگان محلی ، فرهنگ لغت عامیانه ، لغات عامیانه روستای کلات ، لغات عامیانه شهرستان تنگستان ،

اشتراک و ارسال مطلب به:

تعداد کل صفحات: 18 1 2 3 4 5 6 7 ...